امشب بعد از مدتها رفتیم امام زاده. کلا هم شب نمی رفتیم اونقدر حال و هآای خوبی داشت به من که خیلی خوش گذشت. با این پارکینگ جدید هم رفتن برامون خیلی راحت شده دوست دارم از این به بعد ماهی یکبار رو بریم 

 

میگه مامان شب بخیر بابا شب بخیر من شب بخیر

قربون دختر خود دوستم برم

 

مجموعه جشن های تولد دوسالگی در حال برگزاریست

مامان تینا خیلی به یادتم حق با تو بود دخترها توی دوسالگی خیلی عاقل و مستقل میشن

/ 2 نظر / 32 بازدید
زهرای روزهای خوب پاییزی

وای چه زود گذشت!ماشالله دو ساله میشه گل دختر؟البته حتما برای تو سخت بوده.ایشالا جشن تولد 100 سالگیش .بوس

مریم مامان تینا

بهاره جون خیلی برام جالب بود که منو هنوز یادته.من همیشه وبلاگتو می خونم.یکی از وبلاگ های مورد علاقه منه ولی نمی دونم چرا تنبلیم میاد نظر بزارم.در کل خیلی تنبل شدم.چند وقت دیگه که بره مهد حس می کنی که دیگه خیلی بچه داری راحت شده فقط بردن و اوردنش یکم سخته.