روزانه

مطالب وبلاگ رو ارشیو کردم فکر کردم دیدم چقدر وبلاگم و نوشتن برام کم رنگ شده که توی یک ماه فقط 1 مطلب 2 خطی نوشتم.

الان  دخترم خوابه. یعنی اولش بیدار شد و بعد امد توی سالن دوباره خودش روی پادری جلوی یخچال خوابید. این یادری رو دوست داره براش یه فرش به سایز خودش هست.

دارم مطالب تدریس امروز دانشگاهم رو اماده می کنم. راضی ام که این ترم دانشگاه درس دادم. از امید هم خیلی ممنونم که این فرصت رو بهم داد. کلاسم هم خوب پیش رفت. با اینکه خیلی هم اذیت نشدم طرح درس خوبی رو هم ارایه کردم.3 جلسه دیگه کلاسم تموم میشه. باید سوالاتشون رو هم طرح کنم که خیالم راحت بشه.

امید داره تنهایی میره ترکیه. من اینجوریم.  ناراحت مسافرتش کاریه اما در تنهایی من هیچ فرقی نمیکنه.

خونمون تمیزه. اخه امروز که ارشیو رو درست میکردم دیدم چقدر همش نوشتم که خونمون کثیفه حالا گفتم که بعدا کسی فکر نکنه این خونه هیچ وقت تمیز نمیشده.

تایپ برام سخت شده بس که دیر به دیر مطلب میزارم اونم بیشتر با تب لت هست. اما خدایی اصلا راحت نیست. حتی نمیشه درست نظر گذاشت.

زندگی خوبه خوبه. مهم ترین اخبار: کمی دوره های زنانه ام بهم ریخته که میدونم به خاطر اون کیست های بی شعوره. دکتر گفت فعلا خطرناک نیست من دیگه ازش نخواستم برام سونو بنویسه. بس که من ترسو هستم.

دارم روی طراحی داخلی خونه جدیدمون کار میکنم. هرچند که تمرکزم کمه. اخه اصلا نمیشه پشت سر هم بهش فکر بکنم.

عروسی برادر امید نزدیکه. لباس دادم خیاط بدوزه. من اصلا حساس نبودم اما تا هرکی رسید گفت وای عروسی جاری! دارم حساس میشم.بهش که فکر می کنم دلم می خواد برم مسافرت و اصلا نباشم.

سوالات درسهای هنرستان رو در اوردم و دادم برای تکثیر. یادم باشه فایلش رو هم بدم بهشون. چون از این خانم ب خوشم نمیاد هی پشت گوش میندازم. احتمالا 11 که اخرین مراقبت هست تمام لیست هام رو هم رد  میکنم و سال تحصیلی تموم میشه.

امسال از نظر درس طراحی معماری خیلی از خودم و بچه ها راضی بودم.بقیه درس‌ها معمولی بود.

من برم شیر این دختر رو توی خواب بدم بخوره و ناهار درست کنم.

 رانندگی: رادندندگی

/ 2 نظر / 34 بازدید
زهرای روزهای خوب پاییزی

چه خوب که دارین به تعطیلات نزدیک میشین.به نظرم بهترین کار برای یه خانوم معلمیه.ای کاش منم معلم بودم راست می گن خب...تو عروسی جاری باید بدرخشی چون ناخواسته همه نگاه ها به توئه عزیزم وای کلی سوغاتی ترکیه ای تو راهه...به به به

روناک

عزیزم خداروشکر که از کار و بار و ...راضی هستی.وای چع کیفی داره تعطیلی.خوبی کار تدریس و معلمی اینه عین بچگی حس ـابستون داری اول مهر.ذوث تعطیلی برای برف وبارون و .....[رویا]